<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>حقوق جزای بین الملل</title>
    <link>https://www.iclj.ir/</link>
    <description>حقوق جزای بین الملل</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش سازمان ملل متحد در تنظیم استانداردهای بین&amp;shy;المللی برای مقابله با جرائم سایبری</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_247785.html</link>
      <description>در پرتو گسترش بی‌سابقه فناوری‌های نوین ارتباطی و اطلاعاتی، جرائم سایبری به یکی از پیچیده‌ترین و فراملی‌ترین چالش‌های حقوق بین‌الملل کیفری تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تبیین و واکاوی نقش سازمان ملل متحد در تدوین استانداردهای بین‌المللی مقابله با جرائم سایبری، به بررسی مجموعه‌ای از اسناد الزام‌آور و غیر الزام‌آور، قطعنامه‌های مجمع عمومی و به‌طور ویژه کنوانسیون مقابله با جرائم سایبری (قطعنامه A/RES/74/247) پرداخته است. روش تحقیق مبتنی&amp;amp;shy;بر مطالعه کتابخانه‌ای و تحلیل تطبیقی اسناد، کنوانسیون‌ها و مقررات بین‌المللی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نقش‌آفرینی سازمان ملل متحد تاکنون عمدتاً در سطح تدوین اسناد راهنما و توصیه‌نامه‌های باقی‌مانده و کنوانسیون یادشده نیز با نارسایی‌هایی در زمینه جرم‌انگاری جرائم، تعیین دقیق صلاحیت قضایی و پیش‌بینی سازوکارهای اجرایی مؤثر مواجه است. مهم‌ترین دستاورد سازمان ملل متحد در فرایند استانداردسازی جرائم سایبری را می‌توان در تصویب و امضای &amp;amp;laquo;کنوانسیون مبارزه با جرائم سایبری سازمان ملل متحد&amp;amp;raquo; (پیمان هانوی) دانست. این سند مهم بین‌المللی در سه محور اساسی طراحی شده است: نخست، یکپارچه‌سازی قواعد و پایان دادن به پدیده &amp;amp;laquo;فرار از قانون&amp;amp;raquo;؛ دوم، ایجاد تحول بنیادین در همکاری‌های قضایی با تأکید بر سرعت به‌جای بوروکراسی‌های زمان‌بر؛ و سوم، کاهش شکاف فناوری و تحقق عدالت برای کشورهای در حال توسعه. این مقاله می‌کوشد ضمن تحلیل نقش سازمان ملل در تنظیم استانداردهای بین‌المللی مقابله با جرائم سایبری از طریق بررسی اسناد موجود، به نقد و ارزیابی معاهده جهانی مذکور نیز بپردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه داده&amp;shy;های دیجیتال و شواهد الگوریتمی در رسیدگی&amp;shy;های دیوان کیفری بین&amp;shy;المللی</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_247786.html</link>
      <description>گسترش فناوری‌های دیجیتال در دهه‌های اخیر، شیوه مستندسازی و اثبات جرائم بین‌المللی را دگرگون کرده و داده‌های دیجیتال و شواهد الگوریتمی را به بخشی مهم از منظومه ادله در دیوان کیفری بین‌المللی تبدیل کرده است. این مقاله با هدف تبیین جایگاه این نوع داده‌ها و تحلیل ظرفیت‌ها و چالش‌های حقوقی و فنی ناشی از به‌کارگیری آنها در رسیدگی‌های دیوان، به شیوه توصیفی ـ تحلیلی و بر اساس مطالعه منابع کتابخانه‌ای، اسناد بین‌المللی و رویه دیوان تدوین شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد داده‌های شبکه‌های اجتماعی، تصاویر ماهواره‌ای، داده‌های تلفن همراه و دیگر داده‌های الکترونیکی، به دلیل توانایی در بازسازی وقایع و ردیابی روابط میان عاملان، سهم فزاینده‌ای در اثبات جرائم بین‌المللی یافته‌اند و تحلیل‌های الگوریتمی نیز با امکان پردازش کلان‌داده، در شناسایی الگوهای خشونت و تحلیل رفتار مجرمانه نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کنند. در عین حال، چالش‌هایی چون اصالت و صحت داده‌ها، خطر دست‌کاری و تولید محتوای جعلی، شفافیت و سوگیری الگوریتم‌ها، ملاحظات حریم خصوصی و نیاز به تخصص فنی، کاربست این شواهد را با ابهام مواجه می‌سازد. نتیجه مقاله آن است که بهره‌گیری مسؤولانه و مؤثر از داده‌های دیجیتال و شواهد الگوریتمی در دیوان، مستلزم توسعه قواعد خاص ادله دیجیتال، تدوین دستورالعمل‌های فنی، تقویت نقش کارشناسان، ارتقاء شفافیت الگوریتمی و ایجاد چارچوبی روشن برای تلفیق نوآوری فناورانه با تضمین دادرسی منصفانه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکرد زمینه‌ای در رعایت اصل تساوی سلاح‌ها در رویه قضایی دادگاه‌های موقت و دیوان کیفری بین‌المللی</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_247787.html</link>
      <description>تساوی سلاح‌ها از جمله موضوعات مهم در فرایند دادرسی است که ناظر بر وضعیت برابر میان متهم و دادستان در دعاوی کیفری است. تساوی در سلاح‌ها و بهره‌مندی دادستان از وضعیت مساعد در مقام حافظ نظم عمومی جامعه از یکسو و بهره بردن متهم از وکیل و قرار گرفتن در وضعیت برابر از جمله موارد قابل طرح در تساوی سلاح‌ها است. در همین راستا، هدف اصلی از طرح تحقیق حاضر، شناخت و بررسی چالش‌های حقوقی ناشی از جایگاه اصل تساوی سلاح‌ها در رویه قضایی دیوان کیفری بین‌المللی است. پرسش این است که رویه قضایی دیوان کیفری بین‌المللی در زمینه تساوی سلاح‌ها به چه نحوی است؟ نتایج تحقیق نشان داد اگرچه رویه قضایی و تفاسیر رویکرد زمینه‌ای در اصل تساوی سلاح‌ها در رویه قضایی دیوان کیفری بین‌المللی نقطه شروع تأسیس دادگاه‌های کیفری بین‌المللی بود، اما به نظر می‌رسد برخلاف تفاسیر شناخته شده جهانی، موانعی چون عدم یکپارچگی قوانین، تفسیر نادرست از آن یا وابستگی دادگاه‌های موقت به همکاری دولتی، اصل تساوی سلاح‌ها در رویه قضایی بدرستی اجرا نمی‌گردد. در نهایت اینکه اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی، برابری سلاح‌ها را صرفاً برای دفاع یا دادستان از جانب متهم در نظر گرفته است و رویه قضایی دیوان نیز موید این موضوع می‌باشد. تحقیق حاضر از روش توصیفی-تحلیلی برای بررسی متون حقوقی مندرج در اساسنامه دیوان کیفری بین‌المللی بهره برده و به شیوه استنباطی تحلیل کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سازوکارهای بازپروری بزهکاران جنسی در مقررات و اسناد بین‌المللی و قوانین ایران</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_243506.html</link>
      <description>سازوکارهای بازپروری بزهکاران جنسی در مقررات داخلی و اسناد بین‌المللی یکی از مباحث پیچیده و مورد بحث در سیستم‌های عدالت کیفری است. این مقاله با هدف بررسی تطبیقی روش‌ها و اصول بازپروری مجرمان جنسی در دو بستر حقوقی داخلی ایران و مقررات بین‌المللی، به تحلیل و ارزیابی شیوه‌های مختلف اصلاح مجرمان جنسی پرداخته است. در سطح بین‌المللی، اسناد مختلف مانند کنوانسیون اروپایی حقوق بشر و بیانیه‌های سازمان ملل بر رعایت حقوق بشر و جلوگیری از شکنجه و رفتارهای تحقیرآمیز تأکید دارند و بر لزوم فراهم آوردن شرایط انسانی برای بازپروری مجرمان جنسی در زندان‌ها و پس از آزادی تأکید می‌کنند. از منظر قوانین ایران، مواد 225 و ماده 234 قانون مجازات اسلامی، ماده 10 از قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب 1399، ماده 82 و بند دوم از ماده 513 قانون آیین دارسی کیفری و رویکرد بازپرورانه آیین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها مصوب 1400، ابعاد مهمی از رویکردهای اصلاحی و بازپروری برای مجرمان جرایم جنسی است. نتایج مقاله نشان می‌دهد که با وجود تفاوت‌ها در رویکردهای داخلی و بین‌المللی، ایجاد توازن بین مجازات و اصلاح، و استفاده از روش‌های انسان‌محور، می‌تواند منجر به کاهش بازگشت به جرم و بازگشت موفقیت‌آمیز مجرمان به جامعه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیگرد کیفری جرایم سایبری با ماهیت بین‌المللی</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_247788.html</link>
      <description>گسترش فزاینده جرائم سایبری و ماهیت فرا مرزی فضای مجازی، الگوهای سنتی صلاحیت کیفری و همکاری‌های بین‌المللی را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده است. در بسیاری از پرونده‌های سایبری، عنصر مادی، نتیجه زیان‌بار، زیرساخت‌های فنی و هویت مرتکب و بزه‌دیده در چندین کشور پراکنده است و این امر، هم تعیین دولت صالح برای تعقیب را دشوار می‌سازد و هم دسترسی به ادله الکترونیکی را به همکاری مؤثر میان دولت‌ها و بخش خصوصی موکول می‌کند. این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی&amp;amp;shy;بر مطالعه کتابخانه‌ای و اسنادی، به تبیین چارچوب مفهومی &amp;amp;laquo;جرائم سایبری با ماهیت بین‌المللی&amp;amp;raquo;، اصول حاکم بر پیگرد کیفری آن&amp;amp;shy;ها، مبانی و تعارض‌های صلاحیت کیفری دولت‌ها و نیز سازوکارهای همکاری قضایی و پلیسی در اسناد بین‌المللی می‌پردازد. کنوانسیون بوداپست ۲۰۰۱ و تحولات جدید از جمله کنوانسیون ملل متحد علیه جرائم سایبری، از حیث هماهنگ‌سازی جرم‌انگاری، پیش‌بینی ابزارهای خاص تحصیل ادله دیجیتال، استرداد و معاضدت قضایی متقابل، مورد بررسی انتقادی قرار گرفته‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که علی‌رغم پیشرفت‌های قابل توجه در تقویت همکاری‌های سریع و شبکه‌های تخصصی، تعارض صلاحیت‌ها، کندی فرایندهای رسمی، تفاوت استانداردهای حقوق بشری و چالش‌های ناشی از فناوری‌های نوین مانند رمزنگاری سرتاسری و خدمات ابری، هنوز موانع مهمی در برابر پیگرد کیفری کارآمد و در عین حال حقوق‌مدارِ جرائم سایبری با ماهیت بین‌المللی به‌شمار می‌آیند. در پایان، پیشنهادهایی برای اصلاح حقوق داخلی، تقویت رژیم‌های معاهده‌ای و ایجاد تعادل میان امنیت سایبری و صیانت از حقوق بنیادین بشر ارائه شده است.&#13;
&#13;
&#13;
&#13;
&#13;
&#13;
49</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی شاخص های ادراک فساد در سازمان شفافیت بین الملل و حقوق کیفری ایران</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_248073.html</link>
      <description>این مقاله باهدف مطالعه تطبیقی ابعاد کیفری مبارزه با فساد در ایران و استانداردهای بین‌المللی انجام شده است. فساد اداری، علاوه بر آثار اقتصادی و اجتماعی، دارای پیامدهای کیفری جدی است که شامل اختلاس، ارتشاء، سوءاستفاده از اختیارات عمومی و تبانی در معاملات دولتی می‌شود. قوانین کیفری ایران، از جمله قانون مجازات اسلامی، قانون رسیدگی به تخلفات اداری، قانون ارتقای سلامت نظام اداری و قانون رسیدگی به دارایی مقامات، مجازات‌هایی مانند حبس، جزای نقدی، ضبط اموال و محرومیت از سمت‌های دولتی برای مرتکبان پیش‌بینی کرده‌اند. با این حال، ضعف در اجرای قوانین، پیچیدگی ساختار قضائی و محدودیت در نظارت نهادهای اجرایی، اثر بازدارنده مجازات‌ها را کاهش داده و شکاف میان ظرفیت قانونی و وضعیت واقعی فساد را تشدید می‌کند. از منظر بین‌المللی، شاخص ادراک فساد و کنوانسیون‌هایی مانند کنوانسیون سازمان ملل متحد علیه فساد بر ضرورت استقلال دستگاه قضائی، ضمانت اجرای مؤثر مجازات‌ها و همکاری فراملی در کشف و تعقیب فساد تأکید دارند. مطالعه تطبیقی نشان می‌دهد که تحقق اهداف ضد فساد، تنها با قوانین کیفری کافی نیست و نیازمند تقویت کارآمدی سازوکارهای قضائی و اداری، همسویی با استانداردهای بین‌المللی و ایجاد سازوکارهای نظارت و شفافیت عملی است. یافته‌ها حاکی از آن است که ارتقای مجازات‌های کیفری و اجرای بی‌طرفانه قوانین می‌تواند هم موجب کاهش فساد داخلی و هم بهبود جایگاه ایران در شاخص‌های جهانی شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد هوش مصنوعی در ارزیابی ادله کیفری و تصمیم‌گیری قضایی: مطالعه تطبیقی اصل برائت و قاعده درء در حقوق ایران و نظام کیفری بین‌المللی</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_247795.html</link>
      <description>تحول دیجیتال در نظام‌های عدالت کیفری، به‌ویژه گسترش کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل ادله و پشتیبانی از تصمیم‌گیری قضایی، چالش‌های مهمی را در سطح ملی و بین‌المللی درباره رعایت اصول دادرسی عادلانه و تضمین حقوق متهمان ایجاد کرده است. این پژوهش با تمرکز بر نظام حقوقی ایران و در پرتو استانداردهای حقوق کیفری و حقوق بشر بین‌المللی، به بررسی سازگاری استفاده از هوش مصنوعی با اصول بنیادین دادرسی، از جمله اصل برائت و قاعده درء، می‌پردازد. هدف پژوهش، تبیین ظرفیت‌های هوش مصنوعی در ارزیابی ادله، تحلیل رویه‌های قضایی و کاهش خطاهای انسانی، و نیز شناسایی چالش‌های حقوقی و اخلاقی ناشی از به‌کارگیری این فناوری، از جمله شفافیت الگوریتمی، سوگیری داده‌ها، مسؤولیت کیفری و الزامات نظارت قانونی است. روش تحقیق توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و تطبیقی بوده و بر مطالعه اسناد حقوقی، رویه‌های قضایی و ادبیات تخصصی حقوق کیفری، فناوری و حقوق بین‌الملل استوار است. یافته‌ها نشان می‌دهد که هوش مصنوعی می‌تواند به ارتقاء انسجام تصمیمات قضایی و حمایت از حقوق متهمان کمک کند، اما در صورت فقدان سازوکارهای نظارتی و تضمین قابلیت توضیح‌پذیری تصمیمات، خطر نقض اصول دادرسی منصفانه و تبعیض را افزایش می‌دهد. ازاین‌رو، بهره‌گیری مشروع از هوش مصنوعی در عدالت کیفری مستلزم تدوین چارچوب‌های حقوقی منطبق با اصول داخلی و استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ابعاد نوین جرایم علیه حیثیت در بستر شبکه‌های اجتماعی و تحلیل میزان کارآمدی سیاست جنایی تقنینی ایران در حوزه بین‌المل</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_244583.html</link>
      <description>گسترش شبکه‌های اجتماعی طی دهه اخیر ساختار بزهکاری و بزه‌دیدگی در فضای مجازی را دگرگون کرده و جرایم علیه حیثیت را با ابعاد و مصادیقی تازه مواجه ساخته است. رفتارهایی که پیش‌تر در حقوق کیفری ایران عمدتاً ذیل توهین، افترا، نشر اکاذیب، هجو و قذف تحلیل می‌شدند، در بستر دیجیتال با قابلیت‌های نوین انتشار، امکان بازتولید بی‌وقفه محتوا، ناشناس‌بودن کاربران و حذف مرزهای جغرافیایی شدت و پیچیدگی بیشتری یافته‌اند و پیامدهای سنگین‌تری بر حیثیت و کرامت افراد برجای می‌گذارند. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر بررسی اسنادی می‌کوشد روشن سازد که ویژگی‌های فناورانه و ساختاری شبکه‌های اجتماعی چگونه در شکل‌گیری مصادیق جدید هتک حیثیت نقش‌آفرینی می‌کنند و مقررات موجود ایران تا چه اندازه از حیث تعریف مصادیق، تعیین مسئولیت، امکان جمع‌آوری و استناد به ادله دیجیتال و تضمین جبران و اعاده حیثیت توان پاسخ‌دهی دارند. تحلیل قوانین نشان می‌دهد که مقررات فعلی، از جمله قانون مجازات اسلامی و قانون جرایم رایانه‌ای، در برابر چالش‌های نوظهور این حوزه با خلأهای مفهومی، تقنینی و اجرایی مواجه‌اند. یافته‌ها حاکی از آن است که ارتقای کارآمدی سیاست جنایی ایران نیازمند بازطراحی سازوکاری منسجم و روزآمد است که با مقتضیات فناوری، رفتارشناسی دیجیتال و معیارهای حکمرانی نوین در عرصه بین‌الملل هم‌ساز باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست جنایی تقنینی سرگردان در خصوص تعدد جرم در ایران و حوزه بین الملل ( با تکیه بر قانون کاهش مجازات حبس تعزیری 1399 )</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_244589.html</link>
      <description>نهاد تعدد جرم در قانون مجازات یکی از علل مشدده ی کیفر است که به دلیل اهمیت در حوزه ی اصلاح، بازپروی و پیشگیری از جرم مورد توجه قانون گذار قرار گرفته و سیر تکاملی خود را در جهت ایجاد تحولاتی مثبت، ادامه داده است. آخرین تحول در این زمینه، مربوط به قانون کاهش مجازات حبس تعزیری مصـوب 23 اردیبهشت  ۱۳۹۹بوده است که قانونگذار در آن سعی کرده است با ایجاد نوآوری و نیز برگشت به برخی از معیارهای مقررات پیشــین ازجمله قانون مجازات عمومی مصــوب سال ۱۳۵۲ ناکارآمدی های مرتبط با تعدد جرایم تعزیری در قانون را کاهش دهد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی سیاست جنایی تقنینی سرگردان قانون گذار در پنج دهه ی گذشته است به بیان دیگر در این پژوهش به دنبال علت سرگردانی سیاست جنایی قانون گذار در موارد تعدد جرم هستیم. از این رو در گام اول با بیان سیاست جنایی راجع به تعدد جرم در ادوار مختلف، به این مهم می پردازیم که قانون گذار سیاست واحدی را در جهت اصلاح و تحول نهاد تعدد جرم نداشته و از این حیث بلاتکلیف عمل کرده است. مبنای این  سیاست گاهی اصلاح، گاهی پیشگیری، گاهی سهولت تصمیم قضایی و در حال حاضر کاهش جمعیت زندان است و نگاه تک بعدی قانون گذار در سیاست جنایی نسبت به جرایم متعدد، در ادوار مختلف تعدد جرم را مورد اصلاحات تکراری یا کم فایده ای قرار داده است. و در گام دوم به  علت یابی آن می پردازیم که چه عواملی باعث این سرگردانی شده است. ا</description>
    </item>
    <item>
      <title>فرآیند کاربرد قوانین حقوق طبیعی در پیشگیری از جرایم در پرتو سیاست کیفری ایران و اسناد بین‌المللی</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_245883.html</link>
      <description>این مقاله با هدف بررسی نقش قوانین حقوق طبیعی در پیشگیری از جرایم، به تحلیل مبانی نظری و کاربردی این حقوق در پرتو سیاست کیفری ایران و اسناد بین‌المللی می‌پردازد. در ابتدا اصول بنیادین حقوق طبیعی از جمله حق حیات، آزادی، امنیت شخصی، کرامت انسانی، عدالت، آموزش و تعیین سرنوشت معرفی شده و تأثیر آنها بر فرآیندهای پیشگیری از جرم تبیین می‌شود. سپس مؤلفه‌های بینشی، ساختاری، عملکردی و نظارتی به‌عنوان ارکان اصلی کاربرد این اصول در سیاست کیفری مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش بعد، سیاست کیفری ایران در زمینه‌هایی چون کرامت انسانی، عدالت اجتماعی، عدالت ترمیمی، پیشگیری از جرم، حقوق زندانیان و بازپروری تحلیل شده و ظرفیت‌های موجود برای تقویت این روند از طریق آموزش عمومی، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، توسعه عدالت اجتماعی و بازگشت مجرمان به جامعه مورد توجه قرار می‌گیرد. بخش دیگری از مقاله به اسناد بین‌المللی اختصاص دارد؛ از جمله منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق‌های ۱۹۶۶ و قواعد نلسون ماندلا، پکن و بانکوک، که به‌عنوان تجلی حقوق طبیعی در سطح جهانی و الگویی برای ارتقای سیاست‌های کیفری ملی شناخته می‌شوند. در پایان، چالش‌هایی همچون ناسازگاری‌های حقوقی و فقهی، نابرابری‌های اجتماعی، محدودیت منابع و ضعف آموزش قضایی، موانع اصلی تحقق کامل این رویکرد در ایران معرفی شده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ختنهٔ زنان به‌مثابه نقض کرامت انسانی: واکاوی تطبیقی تعهدات بین‌المللی و پاسخ‌های کیفری ملی</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_244582.html</link>
      <description>ختنهٔ زنان یکی از مصادیق بارز خشونت مبتنی بر جنسیت است که با وجود تعهدات گسترده بین‌المللی، همچنان در برخی جوامع تداوم دارد. این پژوهش با رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی، به بررسی رابطه میان تعهدات حقوق بشری دولت‌ها و پاسخ‌های کیفری ملی در مواجهه با ختنهٔ زنان می‌پردازد. مقاله با تحلیل اسناد بنیادین حقوق بشر، از جمله کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان، پروتکل مابوتو و کنوانسیون استانبول، و با مقایسه چهار نظام حقوقی ایران، کنیا، مصر و فرانسه نشان می‌دهد که صرف جرم‌انگاری، بدون پشتیبانی نهادی و تحول فرهنگی، کارایی لازم را ندارد. یافته‌ها حاکی از آن است که در ایران، علیرغم فقدان مبنای فقهی برای مشروعیت ختنهٔ زنان، نبود عنوان کیفری مستقل موجب سکوت قضایی و کاهش حمایت از بزه‌دیدگان شده است. پژوهش نتیجه می‌گیرد که گذار از &amp;amp;laquo;سکوت کیفری&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;سیاست جنایی فعال&amp;amp;raquo; تنها در سایه تلفیق جرم‌انگاری صریح، حمایت نهادی و اصلاح هنجارهای فرهنگی ممکن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نسل‌زدایی فرهنگی در رویه محاکم کیفری بین‌المللی</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_246709.html</link>
      <description>نسل‌‌زدایی فرهنگی به‌عنوان یک جنبه‌ای از تلاش برای از بین بردن و نابودسازی سیستماتیک و عمدی یک ملت، قوم یا گروه و در کنار نسل‌زدایی فیزیکی و بیولوژیکی در حقوق بین‌الملل قرار دارد. مقاله حاضر که با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و به روش توصیفی و تحلیلی نگارش یافته، باهدف بررسی پیشینه نسل‌زدایی فرهنگی و مؤلفه‌های تفکیک آن با نسل‌زدایی فیزیکی و امکان ارتکاب و مجازات مرتکبان این جنایت در رویه محاکم بین‌المللی می‌پردازد. یافته‌ها و نتایج این پژوهش حاکی از این است که یک ملت فقط مجموعه‌ای از افراد نیست، بلکه مجموعه‌ای از روابط فرهنگی و اجتماعی میان یک ملت، قوم یا گروه است و توسط هنجارهای اجتماعی و اخلاقی شکل می‌گیرد؛ لیکن اقدام‌های دولت‌ها و اشخاص که باهدف نابودسازی به هتک حرمت و تخریب نمادهای فرهنگی و تجزیه پایه‌های اساسی فرهنگی و اجتماعی منجر می‌شود؛ ارتباط برقرار کردن گروه در طول تاریخ و زمان بین نسل‌ها را نیز از بین می‌برد؛ که به‌عنوان نسل‌زدایی فرهنگی می‌توان در نظر گرفت. لذا، به جهت اطلاقات و عمومات مواد قانونی ناظر بر نسل زدایی در اساسنامه محاکم کیفری بین‌المللی و کنوانسیون مربوطه شایسته هست که مرتکبان جنایت نسل زدایی فرهنگی هم بی‌کیفر نمانند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الکترونیکی شدن نظارت کیفری بر سلب آزادی در حقوق ایران و اسناد بین المللی</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_246824.html</link>
      <description>الکترونیکی شدن نظارت کیفری بر سلب آزادی، به‌عنوان نوآوری سیاست کیفری معاصر، با هدف حبس‌زدایی، کاهش جمعیت زندان‌ها و تقویت بازپروری مجرمان در ایران بر پایه ماده ۶۲ قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲) و آیین‌نامه اجرایی آن (۱۳۹۵) اجرا شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و تحلیل مضمون، بر اساس مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۳۰ قاضی، ضابط، کارشناس فنی و مدیر زندان، وضعیت تقنینی و اجرایی، چالش‌های حقوقی، معیارهای انتخاب محکومان، پیامدهای اجتماعی-روان‌شناختی و موانع فنی را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد اجرای محدود این سیاست تنها کاهش ۱۰ تا ۱۵ درصدی جمعیت زندان در جرایم سبک را به همراه داشته و با ابهامات قانونی، فقدان قانون مادر و شاخص‌های علمی انتخاب مواجه است. مشکلات فنی شامل هشدارهای کاذب (۳۰٪ موارد) و ضعف زیرساخت مکان‌یابی است. از منظر حقوق بشری، احتمال نقض حریم خصوصی برخلاف ماده ۱۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی مطرح است. در عین حال، اثربخشی اصلاحی با کاهش ۲۵٪ بازگشت به جرم مشاهده شده، اما انگ اجتماعی و فشار روانی بر محکومان باقی است. چالش‌های اصلی ناهماهنگی نهادی، ضعف آموزش و کمبود استانداردهای فنی است. راهکارهای پیشنهادی شامل تصویب قانون جامع با ضمانت‌های حقوق بشری، ایجاد ستاد ملی هماهنگی، استانداردسازی تجهیزات با دقت بالای ۹۵٪، فرهنگ‌سازی و الگوبرداری از مدل‌های موفق آمریکا و فرانسه است. تحقق این تحول نیازمند اصلاحات همزمان قانونی، فنی و فرهنگی و انطباق با قواعد حداقل استاندارد زندانیان نلسون ماندلا (۲۰۱۵) و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی افتراقی قرارهای بازپرورانه ناظر بر دادرسی اطفال و نوجوانان در حقوق کیفری ایران و ایالات متحده آمریکا</title>
      <link>https://www.iclj.ir/article_247608.html</link>
      <description>در اکثر نظام های عدالت جنایی، مساله اصلاح و بازپروری بزهکاران کودک و نوجوان و چگونگی انتخاب و اعمال پاسخ های اجتماعی نسبت به آنان یکی از دغدغه ها و چالش های مهم سیاست گذاران جنایی است. با عنایت به اهمیت رویکرد بازپرورانه در پیشگیری از تکرار جرم و بزهکاری ثانویه و ارتقای جامعه‌پذیری اطفال و نوجوانان بزهکار، پژوهش حاضر با هدف واکاوی افتراقی قرارهای بازپرورانه ناظر بر دادرسی اطفال و نوجوانان در دو نظام‌های کیفری ایران و ایالات متحده آمریکا به تبیین گونه های پاسخ های اجتماعی نسبت به قشر اخیر می‌پردازد. در حقوق ایران، قانونگذار با پیش‌بینی قرارهای اصلاحی و بازپرورانه در ماده 88 ق.م.ا مصوب 1392 تلاش کرده است تا با تأکید بر شخصیت آموزش‌پذیر و درمان‌پذیر نوجوان، پاسخ کیفری حمایتی و تربیتی ارائه کند. در مقابل، نظام ایالات متحده با وجود تنوع در قوانین فدرال و ایالتی، از طریق دادگاه‌های تخصصی نوجوانان، برنامه‌های نظارتی و خدمات اجتماعی، مسیر بازپروری و اصلاح رفتار نوجوانان بزهکار را دنبال می‌نماید. نتایج حاکی از این است که هرچند هر دو نظام در صدور پاسخ های اجتماعی ناظر بر دادرسی اطفال و نوجوانان ماهیتاً بر اصلاح و بازپروری تأکید دارند، لکن افتراقاتی در نوع دستورات و قرارهای صادره به چشم می خورد که در نظام حقوقی ایالات متحده آمریکا از انسجام، کارآمدی و اثربخشی بیشتری برخوردار است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
